شب قدر است و قدر یک روحی است. زمان ندارد، که تقدیر حق در زمان و مکان نیست. شب قدر، مثل اسم اعظم، حد روحی ماست. مرحله­ای از معرفت ماست. ودرک شب قدرهم، به همین معناست.

شب قدر برای این است که ما فرصتی برای جمع بندی از خود و کارهای خود داشته باشیم. محاسبه و حسابرسی داشته باشیم، که آیا از خاک و چوب کمتریم؟!

و«لَیتَنی کُنتُ تُراباً » را همین امروز بگوییم، نه روزی که دیگر حاصلی نداریم.

یک دانه گندم را وقتی به خاک می­دهند، هفتاد برابر برمی­گرداند.

پس حاصل من کو؟

شکوفه­های من کو؟

آیاجز کینه­های متراکم، جز نفرت­ها، جز حسادت­ها و جز توقع­ها چیزی در دل من سبز شده است؟

در جوار حرم امن الهی دعا گوی دوستانیم

بزرگترین سرمایه آدمی مهربانی است به یاد هم باشیم

از دعا برای قحطی زدگان سومالی فراموش نکنیددوستان

بیو گرافی اُشو osho

نام اصلیش (راجین چاندراموهان) بود و گاهی هم نام آیین خانوادگیش یعنی آیین((جاین)) را به نام خانوادگیش اضافه کرده اند.

در کودکی او را((راجا)) هم صدا می کردند.

در چهل سالگی به پیشنهاد یکی از دوستانش به نام ماستو نام خود را به ((باگوان شری راجنیش)) تغییر داد. باگوان لقبی است که برای احترام و تکریم بزرگان به کار برد می شود که معادل آن در فرهنگ ما بیگ و سید است.

حدود هجده سال بعد درست یک سال قبل ازمرگش بار دیگر نام خود را تغییر داد و این بار اسم اُشو     osho رابرای خود برگزید.

او از نام جدیدی که برایش انتخاب شده بود بسار خشنود بود و با ستایش مبالغه آمیزی می کوشید تا توجه و محبت دیگران را به خود جلب کند.

او در ستایش نام جدیدش چنین می گوید!

اُشو واژه ای بسیار زیباست باید آن را به واژگان هر زبانی افزود. در وهله ی اول همان صوتش زیبا است. اُشو این واژه، احترام، عشق، حق شناس و شکر را نشان می دهد. فقط یک واژه ی خشک همانند(عالیجناب) نیست، واژه ای بسیار دوست داشتنی و آشنا است و حال و هوای محبوب را دارد

اُشو در سال ۱۹۳۱ در روستایی کوچک دراستان ((ماهیا برادشِ)) از استانهای شمالی هندوستان به دنیا آمد و در ۱۹۹۰ فوت کرد.

پیروانش بر این باورهستند که او هرگز به دنیا نیامده و هیچ وقت هم نمرده است،بلکه تنها برای دوره ای از زندگی اش بر زمین گذری کرده است.