مقایسه ی بین قصه ی مولوی و برداشت پائلو
ادامه پست قبل
اگر کیمیاگر را خوانده باشید می دانید که پائلودر این داستان از رویاهای شخصی٬ عشق٬ نشانه ها٬ روح جهان و.....صحبت می کند.
اما در این داستان شما هرگز نمی توانید از روح جهان مادی فراتر رفت و به قله های هستی دست یافت و با خدای کارتر از آن که فقط به درد طبیعه بخورد دسترسی پیدا کرد.
ونهایت این که در این داستان همه ی دلها به سوی قبله ی به نام ((خویشتن)) است.
و اما در قصه ی مولوی٬ رمز و رازی که در آن نهفته است در لایه لایه و خشت خشت قصه ی فقیر و گنج تنها الله نبض تپنده ی خویشتن فقیر است و قبله ی او
نه آن که خدایی که تنها در روح جهان محصور می شود و نیازی به عشق به او و جستجویش نیست بلکه:
دمده ی این نای از دم های اوست های هوی روح از هیهای اوست
مثنوی دفتر ششم بیت ۲۰۰۵
در این وبلاگ در صدد نقد ادبیات عرفانی بر گرفته از عرفانهای امریکای جنوبی,افریقا و اسیای شرقی وهند هستیم. قبل از ورود به هر کدام ازاین ادبیاتها به نگرش و چگونگی تشکیل این نوع ادبیات پرداخته و در اخر به نقد کتابهای نوشته شده خواهیم پرداخت. این مهم میسر نمی شود جز با کمک شما دوستان عزیز